Thursday, May 20, 2010

راه درازیست
تا درک من از من
همانی بشود که هستم
-
خستگی
رویا
نیاز
لطافت
شهود
هجوم افسردگی
تنهایی
و هزاران بخش دیگر
اجزاء بی پایان معمایی است
که اگر درست بچینم و بفهمم
من را شاید بتوانم حل کنم
-
خدا انگار ما را
همیشه جستجوگر می خواهد
که انسان خودش برای خودش معمایی همیشگی است
-
-
از این همه ندانسته
هر بار که به تجربه ی روزگار
بخشی از من را در می یابیم
انگار به شهود رسیده ایم
-
چندیست می دانم
تنهایی من
ترک برداشته شکسته خالی شده
زمان باید آرام
بند بزند چینی نازک تنهاییم را
-
ناآگاهانه
به تکیه بر شنیده ها
از ادبیات این شکلی استفاده می کنم
!اگر خنده آور نوشته ام نمی فهمم
!می بخشید

1 Comments:

At 2:45 PM, Blogger NASH said...

emrooz kheieli elmi!!!!! dashtim raje be agahi o cognitive science ba hessam harf mizadim umadim inja didim to sheresho neveshti! khob khandeh ham dare digeh chera nakhandim:D

 

Post a Comment

<< Home