و دردهای من
مثل نفس هام می ماند
که زیستنم را
شرط است
و دردهای من
مثل پیشانی ام می ماند
که بلند است
و دردهای من
مثل شناسنامه ام است
که تنها با مرگ
باطل می شود
و دردهای من
مثل دانستن شیرین است
مثل آگاهی روشن است
و هر بار بر می دارد مرا
از اعماق لذت و بیخبری
به اوج درد می آورد

1 Comments:
باشــد انــدر پـرده بــازيـهاي پــنـهان غــم مخور
Post a Comment
<< Home