موسیقی
فصل ها
شعر ها
گرداگرد تنهایی را
پر می کنند
جدایت می کنند
از هرچه پیرامون است
-
چندی بیاسای
به لطف نوای سازها
پاییز
و دل انگیزی شعری دل انگیز
باران گرفت نیزه و قصد مصاف کرد"
آتش نشست و خنجر خود را غلاف کرد
گویی که آسمان سر نطقی فصیح داشت
با رعد سرفه های گران سینه صاف کرد
با رعد سرفه های گران سینه صاف کرد
تا راز عشق ما به تمامی بیان شود
با آب دیده آتش دل ائتلاف کرد
با آب دیده آتش دل ائتلاف کرد
جایی دگر برای عبادت نیافت عشق
آمد به گرد طایفه ی ما طواف کرد
آمد به گرد طایفه ی ما طواف کرد
اشراق هر چه گشت ضریحی دگر نیافت
در گوشه ای ز مسجد دل اعتکاف کرد
در گوشه ای ز مسجد دل اعتکاف کرد
تقصیر عشق بود که خون کرد بی شمار
"باید به بی گناهی دل اعتراف کرد
قیصر امین پور
